X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سپهر دانلود

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

سپهر دانلود

دانلود بهترین ها به همراه مطالب منتخب وب برای شما
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها
تبلیغات
تبلیغات

تبلیغات

پشتیبانی آنلاین



معرفی سایت به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

لوگو

خوش آمدید
تبلیغات
موضوع: | نویسنده: احمد


خانم زیبایی در مهمانی شـلوغی دسـت از سـر انشـتین بر نمیداشـت هر جاییکه میرفت همراه او بود و مرتب از او تعریف می کرد.اینشـتین سـر انجام مؤدبانه پرسـید...


 

ــ خانم ممکن اسـت بفرمائید با من چی کار دارید؟

 

ــ من آرزویی دارم که می خواهم شـما آنرا برآورده کنید.

 

و بازوی انشـتین را گرفت و به گوشـهء خلوتی برد و گفت:

 

ــ اقای انشـتین من دلم می خواهد از شـما بچه دار شـوم.

 

ــ ازمن ؟ برای چی؟

 

ــ برای اینکه فکر میکنم بچه ما اگر خوشـگلی را از من و هوش و نبوغ را از شما به ارث ببرد یک موجود استـثـنائی جهان خوا هد شـد.

 

اینشتین تحملی کرد وگفت:

 

ــ خانم آیا هرکز فکر کرده اید که اگر آن کودک هوش شـما و شـکل مرا به ارث ببرد چه موجود بدبختی خواهد بود؟






 
تبلیغات